تبلیغات
رهایی ازتاریکی - قضاوت وجهالت

رهایی ازتاریکی

قضاوت وجهالت

بنام خداوندعزوجل که طاعتش موجب قربت وبه شکراندرش مزید نعمت است .

قضاوت و جهالت
صورت جلسه این هفته شامل قضاوت وجهالت است که گذاشتن این دو کنار هم خالی از حکمت نیست .حال ببینیم چه تعریفی می توانیم از ایندو داشته باشیم :بزرگترین مانع یانیروی بازدارنده انسان جهل انسان است ،نه شیطان .وقتی به پارک می رویم و سوار چرخ وفلک می شویم با حرکت این وسیله ما دید درستی از اطراف نمی توانیم داشته باشیم .اشکال از دیدن نیست ،اشکال از وضعیت یا موقعیت ماست .برای زیاد کردن سرعت حرکت ،چرخ وفلک به نیرو احتیاج دارد .نیروهای ما در چرخ وفلک استفاده می شود . و تمام مشکلات ما را بوجود می آورد،یعنی ما برداشت و قضاوت غلط داریم.اگر نتوانیم سرعت را کند کنیم ،نمی توانیم درست فکر کنیم و تصمیم بگیریم ،این جا جهل اتفاق می افتد وبا قضاوت کردن باعث تندتر شدن حرکت چرخ وفلک می شویم . هر کس سواره ،می چرخد و لذت می برد .یعنی ماندن در جهل لذت بخشه وهر چقدر بیشتر اصرار کنیم ،سرعتش بیشتر می شود .مقاومت ما در مورد اینکه این چیز هست یا نیست می شود جهل یعنی عدم پذیرش.با قضاوت کردن،انرژی حیاتی که کائنات در اختیار ما گذاشتند ،صرف حرکت آن چرخه می شود .و این حرکت باعث می شود شخص بار منفی ذخیره کند و تعادلش را از دست بدهد .باید سرعت را کم کند و این انرژی را درست خرج کند .( سفر دوم )
و این باوری است در نا باوری ،عبور از تاریکی ها و ضد ارزشها،و شناخت درون،و فائق در نبرد درون،با آموزشهای غنی وراهگشای کنگره.موفق باشید.
(منتخبی ازجلسات جهان بینی کنگره ،به استادی آقای امین دژاکام 1382 .)

قضاوت و جهالت
به نام خداوند قائم و دائم
قضاوت به معنای حکم کردن و جهالت به معنای ندانستن است و قرار دادن این دو موضوع کنار هم به این معناست که از قضاوتهایی که بر مبنای ندانستن هست باید پرهیز کرد.از روزی که به انسان اختیار داده شد،قضاوت هم داده شد و انسانها از صبح تا شب نا گزیرند قضاوت کنند(بروم- نروم-گرمه- سرده...)ولی موضوع مهم این هست که آن چیزهایی که به ما مربوط نمیشود را قضاوت نکنیم وقضاوتی که از آن مذمت شده قضاوتی است که از سوءظن شروع میشود وبعد به کنجکاوی وداوری میرسد و درنهایت به قضاوت نا مشروع منجر میشود و باعث میشود که ما ظاهر را ببینیم وقضاوت کلی کنیم و یا در مورد دیگران ،با عجله قضاوت کنیم.البته اکثر انسانها در حوزه ادراک عقلی می دانند که نباید این کار را انجام دهند اما در حوزه عملکرد این کار را انجام می دهند زیرا ذهن انسان طوری طراحی شده که کمتر از کسر ثانیه و اتوماتیک وار قضاوت می کند و انرژی زیادی هم از ما می گیرد و راه چاره این هست که ذره ذره دانایی را بالا ببریم تااینگونه وارد مسائل  نشوند ، تمرین و ممارست می خواهد و کاملا اکتسابی است و با تمرین و تلاش انسان می تواند تحصیل کند.این با عقل سالم و تفکر درست امکان پذیر هست زیرا ما تحت تاثیر باورها و افکار و عقایدمان هستیم و اگر خطا و اشتباه باشند ما را به بیراهه می برند زیرا اندیشه انسان،به صورت رفتار ظاهر میگردد و آنچه که به نفس ما قدرت می دهد جهل و نادانی ماست پس باید روح خود را مسلح کرد و از کارهایی که ما را از آن نهی کرده اند خودداری کنیم و توجه کنیم که همیشه در محضر خداوندیم و خداوند همیشه ناظر بر قضاوتهای ماست.از انواع قضاوتهایی که(به خداوند-به مردم- به خود)داریم تنها نوع سوم مورد ستایش است و انسان باید کارهای خود را مورد قضاوت قرار دهد و افرادی که بهترین قضاوتها را راجع به خود دارند و خود را بی عیب میدانند در حقیقت نور علم و ایمانشان کم است و با نور کم،قاعدتا انسان چیزی را نمی بیند اما اگر نور زیاد باشد انسان تمام لغزشهای ریز خود را می بیند و عیبها را به خود بر میگرداند و در مورد نفس خود به قضاوت می نشیند و مشغول عیوب و نواقص خود میشود.ما باید بتوانیم به انسانها و رویدادهای زندگی ،به دیده خوش بنگریم و حرمت اشخاص را نگهداریم و به چشم احترام به دیگران نگاه کنیم و به تفاوتهای فردی احترام بگذاریم و بدانیم که امکان خطا برای همه هست و ما هیچ وقت دیگری نمی شویم ولی می توانیم به هم نزدیک شویم و همدلی کنیم و قضاوت نکنیم تا مورد قضاوت قرار نگیریم وخود و افکار و احساساتمان راچیزی جدا و متمایز از دیگران تلقی نکنیم که این خیال باطل،برایمان در حکم یک زندان خواهد شد.،....انشاالله خداوند ما را به لطف خود از جهالت و قضاوتهای بی مورد باز دارد وکمک کندتا همگی با هم، با هر طلوع خورشید قدمی به اونزدیک شویم.یکی از مسائلی که باعث می شود افراد خود را صاحب رای بدانند و دیگران را مورد قضاوت قرار دهند خودخواهی و غرور و منیت است که این صفات سردسته صفات منفی و ضد ارزش هستند.
ما مدام در حال قضاوت و داوری هستیم ،جدا از حکم یک قاضی که قضاوت او بر اساس دانش آموخته او و شواهد و قراین است معمولا قضاوت ما بر اساس داشته ها و برداشتهای شخصی مااست .اما آیا ما نسبت به آن موضوع یا شخص شناخت  و معرفت کافی و وافی داریم؟ و یا به کل مطلب اشراف کامل داریم به قولی ما می توانیم دیدی سیصد و شصت درجه داشته باشیم و یا به قول عزیزی می توانیم آن سوی دیوار را ببینیم که در مورد افراد نظر می دهیم ؟معمولا اینگونه نیست ،در نتیجه قضاوت ما با تهمت و غیبت همراه می شود و باعث زحمت برای خود و دیگران می شویم.برداشتهای ما معمولا نشأت گرفته از یک برداشت سطحی و عدم واقع بینی همراه است که شخص نسبت به حساسیتها و ذهنیات خود انجام می دهد.حال ببینیم چگونه یک قضاوت شکل می گیرد.گاهی در اثرداشتن یک سری اطلاعات کم با عجله دست به قضاوت می زنیم مطمئنا این قضاوت بعد از مدتی با کامل شدن اطلاعات رد می شود و  این باعث از بین رفتن آرامش شخص  می شود.یا گاهی حساسیت موضوع را ندیده می گیریم و دست به قضاوت می زنیم و این ممکن است در کل پیامدهای ناگواری را به همراه داشته باشد.گاهی به ظاهر قضیه نگاه می کنیم و با یک سطحی نگری شاید بچه گانه قضاوت می کنیم و این باعث می شود هیچگاه به عمق موضوعات نرسیم.گاهی قضاوت های ما براساس بی اعتمادی ما نسبت به افراد و اشخاص است و این باعث می شود هم خود و هم مورد قضاوت را زیر سوال ببریم.در کل معمولا زمانی قضاوت می کنیم که :عجول هستیم ،بدبین هستیم،ظاهر بین هستیم ،خود خواه و خودمحور هستیم،به جای عقل از احساس استفاده می کنیم و عصبانی .در کدامیک از این صفات رد پایی از عقل و درایت دیده می شود؟پیامدهای این قضاوتها:آسیب به دیگران،عذاب وجدان،از بین رفتن آرامش شخصی وعمومی ،بالا رفتن میزان خشم و کینه .که همه اینها شاهدی بر این مدعاست که در جاده تباهی قدم می زنیم.آیاانسان عاقل دست به کاری می زند که او را به تباهی و نابودی رهنمون شود؟باور کنیم که این جهل است که انسان کاری کند که او را به جای تعالی به تباهی برساند.برای اینکه قضاوت نکنیم سعی کنیم:عجول نباشیم،اطلاعات و آگاهی خود را در زمینه های مختلف ارتقاع بخشیم،اهل تهمت و غیبت نباشیم،خشم را در خود سرکوب و به آرامش مبدل کنیم، بجای سوءظن حسن ظن داشته باشیم ،خودخواه و خودبین نباشیم و دیگران را محترم شماریم،سربه گریبان خود داشته باشیم و در رفع ایراد و اشکالات خود کوشا باشیم،به نادانی خود معترف باشیم و باور کنیم که همه چیز را همگان دانند.

باورکنیم که عالم مطلق و عادل تنها اوست و قضاوت  تنها او را شایسته است و بهتر آن است که هر کس سررشته خود گیرد و در کار خود باشد تا از بیرون به درون برسیم که همه هستی در درون ماست .
تنظیم ودرج مطلب :مسافرخسرو
پنجشنبه 5 شهریور 1394 10:18 ب.ظ
خیلی ممنون آقا خسرو مثل همیشه کامل و بی نقص خیلی خیلی ممنون
حسنعلی کردگاری ضمن عرض سلام ممنون از بذل توجه شما به وبلاگ امیدوارم مفیدفایده قرارگرفته باشدبه امید رهایی همه دوستان مسافر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
comment fab icon
comment fab icon
رهایی ازتاریکی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حسنعلی کردگاری
بنام خداوندعزوجل که طاعتش موجب قربت وبه شکراندرش مزید نعمت است .

قضاوت و جهالت
صورت جلسه این هفته شامل قضاوت وجهالت است که گذاشتن این دو کنار هم خالی از حکمت نیست .حال ببینیم چه تعریفی می توانیم از ایندو داشته باشیم :بزرگترین مانع یانیروی بازدارنده انسان جهل انسان است ،نه شیطان .وقتی به پارک می رویم و سوار چرخ وفلک می شویم با حرکت این وسیله ما دید درستی از اطراف نمی توانیم داشته باشیم .اشکال از دیدن نیست ،اشکال از وضعیت یا موقعیت ماست .برای زیاد کردن سرعت حرکت ،چرخ وفلک به نیرو احتیاج دارد .نیروهای ما در چرخ وفلک استفاده می شود . و تمام مشکلات ما را بوجود می آورد،یعنی ما برداشت و قضاوت غلط داریم.اگر نتوانیم سرعت را کند کنیم ،نمی توانیم درست فکر کنیم و تصمیم بگیریم ،این جا جهل اتفاق می افتد وبا قضاوت کردن باعث تندتر شدن حرکت چرخ وفلک می شویم . هر کس سواره ،می چرخد و لذت می برد .یعنی ماندن در جهل لذت بخشه وهر چقدر بیشتر اصرار کنیم ،سرعتش بیشتر می شود .مقاومت ما در مورد اینکه این چیز هست یا نیست می شود جهل یعنی عدم پذیرش.با قضاوت کردن،انرژی حیاتی که کائنات در اختیار ما گذاشتند ،صرف حرکت آن چرخه می شود .و این حرکت باعث می شود شخص بار منفی ذخیره کند و تعادلش را از دست بدهد .باید سرعت را کم کند و این انرژی را درست خرج کند .( سفر دوم )
و این باوری است در نا باوری ،عبور از تاریکی ها و ضد ارزشها،و شناخت درون،و فائق در نبرد درون،با آموزشهای غنی وراهگشای کنگره.موفق باشید.
(منتخبی ازجلسات جهان بینی کنگره ،به استادی آقای امین دژاکام 1382 .)

قضاوت و جهالت
به نام خداوند قائم و دائم
قضاوت به معنای حکم کردن و جهالت به معنای ندانستن است و قرار دادن این دو موضوع کنار هم به این معناست که از قضاوتهایی که بر مبنای ندانستن هست باید پرهیز کرد.از روزی که به انسان اختیار داده شد،قضاوت هم داده شد و انسانها از صبح تا شب نا گزیرند قضاوت کنند(بروم- نروم-گرمه- سرده...)ولی موضوع مهم این هست که آن چیزهایی که به ما مربوط نمیشود را قضاوت نکنیم وقضاوتی که از آن مذمت شده قضاوتی است که از سوءظن شروع میشود وبعد به کنجکاوی وداوری میرسد و درنهایت به قضاوت نا مشروع منجر میشود و باعث میشود که ما ظاهر را ببینیم وقضاوت کلی کنیم و یا در مورد دیگران ،با عجله قضاوت کنیم.البته اکثر انسانها در حوزه ادراک عقلی می دانند که نباید این کار را انجام دهند اما در حوزه عملکرد این کار را انجام می دهند زیرا ذهن انسان طوری طراحی شده که کمتر از کسر ثانیه و اتوماتیک وار قضاوت می کند و انرژی زیادی هم از ما می گیرد و راه چاره این هست که ذره ذره دانایی را بالا ببریم تااینگونه وارد مسائل  نشوند ، تمرین و ممارست می خواهد و کاملا اکتسابی است و با تمرین و تلاش انسان می تواند تحصیل کند.این با عقل سالم و تفکر درست امکان پذیر هست زیرا ما تحت تاثیر باورها و افکار و عقایدمان هستیم و اگر خطا و اشتباه باشند ما را به بیراهه می برند زیرا اندیشه انسان،به صورت رفتار ظاهر میگردد و آنچه که به نفس ما قدرت می دهد جهل و نادانی ماست پس باید روح خود را مسلح کرد و از کارهایی که ما را از آن نهی کرده اند خودداری کنیم و توجه کنیم که همیشه در محضر خداوندیم و خداوند همیشه ناظر بر قضاوتهای ماست.از انواع قضاوتهایی که(به خداوند-به مردم- به خود)داریم تنها نوع سوم مورد ستایش است و انسان باید کارهای خود را مورد قضاوت قرار دهد و افرادی که بهترین قضاوتها را راجع به خود دارند و خود را بی عیب میدانند در حقیقت نور علم و ایمانشان کم است و با نور کم،قاعدتا انسان چیزی را نمی بیند اما اگر نور زیاد باشد انسان تمام لغزشهای ریز خود را می بیند و عیبها را به خود بر میگرداند و در مورد نفس خود به قضاوت می نشیند و مشغول عیوب و نواقص خود میشود.ما باید بتوانیم به انسانها و رویدادهای زندگی ،به دیده خوش بنگریم و حرمت اشخاص را نگهداریم و به چشم احترام به دیگران نگاه کنیم و به تفاوتهای فردی احترام بگذاریم و بدانیم که امکان خطا برای همه هست و ما هیچ وقت دیگری نمی شویم ولی می توانیم به هم نزدیک شویم و همدلی کنیم و قضاوت نکنیم تا مورد قضاوت قرار نگیریم وخود و افکار و احساساتمان راچیزی جدا و متمایز از دیگران تلقی نکنیم که این خیال باطل،برایمان در حکم یک زندان خواهد شد.،....انشاالله خداوند ما را به لطف خود از جهالت و قضاوتهای بی مورد باز دارد وکمک کندتا همگی با هم، با هر طلوع خورشید قدمی به اونزدیک شویم.یکی از مسائلی که باعث می شود افراد خود را صاحب رای بدانند و دیگران را مورد قضاوت قرار دهند خودخواهی و غرور و منیت است که این صفات سردسته صفات منفی و ضد ارزش هستند.
ما مدام در حال قضاوت و داوری هستیم ،جدا از حکم یک قاضی که قضاوت او بر اساس دانش آموخته او و شواهد و قراین است معمولا قضاوت ما بر اساس داشته ها و برداشتهای شخصی مااست .اما آیا ما نسبت به آن موضوع یا شخص شناخت  و معرفت کافی و وافی داریم؟ و یا به کل مطلب اشراف کامل داریم به قولی ما می توانیم دیدی سیصد و شصت درجه داشته باشیم و یا به قول عزیزی می توانیم آن سوی دیوار را ببینیم که در مورد افراد نظر می دهیم ؟معمولا اینگونه نیست ،در نتیجه قضاوت ما با تهمت و غیبت همراه می شود و باعث زحمت برای خود و دیگران می شویم.برداشتهای ما معمولا نشأت گرفته از یک برداشت سطحی و عدم واقع بینی همراه است که شخص نسبت به حساسیتها و ذهنیات خود انجام می دهد.حال ببینیم چگونه یک قضاوت شکل می گیرد.گاهی در اثرداشتن یک سری اطلاعات کم با عجله دست به قضاوت می زنیم مطمئنا این قضاوت بعد از مدتی با کامل شدن اطلاعات رد می شود و  این باعث از بین رفتن آرامش شخص  می شود.یا گاهی حساسیت موضوع را ندیده می گیریم و دست به قضاوت می زنیم و این ممکن است در کل پیامدهای ناگواری را به همراه داشته باشد.گاهی به ظاهر قضیه نگاه می کنیم و با یک سطحی نگری شاید بچه گانه قضاوت می کنیم و این باعث می شود هیچگاه به عمق موضوعات نرسیم.گاهی قضاوت های ما براساس بی اعتمادی ما نسبت به افراد و اشخاص است و این باعث می شود هم خود و هم مورد قضاوت را زیر سوال ببریم.در کل معمولا زمانی قضاوت می کنیم که :عجول هستیم ،بدبین هستیم،ظاهر بین هستیم ،خود خواه و خودمحور هستیم،به جای عقل از احساس استفاده می کنیم و عصبانی .در کدامیک از این صفات رد پایی از عقل و درایت دیده می شود؟پیامدهای این قضاوتها:آسیب به دیگران،عذاب وجدان،از بین رفتن آرامش شخصی وعمومی ،بالا رفتن میزان خشم و کینه .که همه اینها شاهدی بر این مدعاست که در جاده تباهی قدم می زنیم.آیاانسان عاقل دست به کاری می زند که او را به تباهی و نابودی رهنمون شود؟باور کنیم که این جهل است که انسان کاری کند که او را به جای تعالی به تباهی برساند.برای اینکه قضاوت نکنیم سعی کنیم:عجول نباشیم،اطلاعات و آگاهی خود را در زمینه های مختلف ارتقاع بخشیم،اهل تهمت و غیبت نباشیم،خشم را در خود سرکوب و به آرامش مبدل کنیم، بجای سوءظن حسن ظن داشته باشیم ،خودخواه و خودبین نباشیم و دیگران را محترم شماریم،سربه گریبان خود داشته باشیم و در رفع ایراد و اشکالات خود کوشا باشیم،به نادانی خود معترف باشیم و باور کنیم که همه چیز را همگان دانند.

باورکنیم که عالم مطلق و عادل تنها اوست و قضاوت  تنها او را شایسته است و بهتر آن است که هر کس سررشته خود گیرد و در کار خود باشد تا از بیرون به درون برسیم که همه هستی در درون ماست .
تنظیم ودرج مطلب :مسافرخسرو




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حسنعلی کردگاری
جمعه 30 مرداد 1394
پنجشنبه 5 شهریور 1394 10:18 ب.ظ
خیلی ممنون آقا خسرو مثل همیشه کامل و بی نقص خیلی خیلی ممنون
حسنعلی کردگاری ضمن عرض سلام ممنون از بذل توجه شما به وبلاگ امیدوارم مفیدفایده قرارگرفته باشدبه امید رهایی همه دوستان مسافر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی