تبلیغات
رهایی ازتاریکی - وظایف رهجو

رهایی ازتاریکی

وظایف رهجو

بنام خداوندعز وجل که طاعتش موجب قربت وبه شکراندرش مزید نعمت است .

وظایف رهجو :
پیام رعد:سلام بر مردی که از قلب ها وارد می شود و با محبت نسخه می پیچد و دیگرانی که در دارالفنون حیات آموزش دیده اند از برخورد و نسخه پیچی برای مسافران عاجزند ، درود بر تو ای رفیق دیرین ، خوب شد که پیام ها را چنین جذب نمودی و در کلام ها به کار بردی. بایستی در بیداری این مسائل را می آموختی ، اکنون نیک می دانید که جهان در تمامی ابعاد رو به تغییر جدید است ، که ما قدری در سرزمین خود عقب هستیم البته منظورسرزمین و کشور ما می باشد.شما را بر آن است که با حرکت نوین و گسترش آن به شناخت انسان سوی تکامل ، انجام اموراتی که می شود  زمینه ی اصلی این امر ،که همان وجود انسانهای از یاد رفته است.همه چیز در همان تفکر و تعقل و عمل صحیح و توام با محبت حساب شده و بلاعوض است. حرکت های شما در تمامی امورات بسیار مقبول و حساب شده است.

 مهمترین مطلبی که برای ما وجود دارد این است که ما بتوانیم با محبت از قلب ها وارد شویم.هیچکس با خشم و با زور نمی تواند از قلب ها وارد شود.بارها برای شما گفتم  انسانها همه دارای دو چهره هستند.یک چهره ی خشم آلود و طوفانی و طغیانی و یک چهره ی بسیار آرام و متین.همه ی انسانها به این صورت هستند.من تصور می کنم اصلا" انسان بد وجود ندارد انسانی که منشاء و ریشه اش و تمام وجودش بدی باشد اصلا" خداوند خلق نکرده است بلکه بر اثر واقعه این اتفاق رخ می دهد که انسانها کدام رویشان را نشان دهند.

شاید وقتی که شرایط پیش بیاید با محبت ترین انسانها هم تبدیل به خشمگین ترین و دیوانه ترین موجودات شوند.کسانی که حتی یک پرنده و یا گنجشک را نمی توانند اذیت کنند یا بکشند.ممکن است صدها نفر را بکشند و آن رویشان را نشان دهند.پس ما هستیم که تعیین کننده هستیم که انسانها چگونه برخورد می کنند و واکنش نشان می دهند.

پس این قانون برای همه ی انسانها صادق است هم برای راهنما هم برای رهجو.کاری که شما می توانید با محبت انجام دهید با خشم و عصبانیت و دعوا نمی توانیدانجام دهید, ولی باید راهش را یاد بگیرید نه اینکه دائما: محبت کنید چون وقتی یک شیر درنده حمله می کند دیگر نمی توان محبت کرد.پس هر چیز در جایگاه خودش.

انسانها همه خوب هستند بد نیستند این ما هستیم که با برخوردمان میتوانیم آنها را تحریک کنیم یا پُر کنیم. یک انسان می آید و با شما برخوردی دارد ممکن است از جایی پر شده باشد یا تحریکش کرده باشند ممکن است از نادانی اش استفاده کرده باشند.به همین خاطر همیشه به شما می گویم به عمق انسانها و عمق حرف هایشان و درون انسانها توجه کنید.به صحبت های آنها گوش نکنید.ببینید درونشان چگونه است.

بنابراین ما الان داریم یک پرونده ای را قبول می کنیم که قبلا" هر کس قبول کرده است زمین گذاشته. یعنی درمان قطعی و به تعادل رسیدن یک فرد معتاد.

ما سعی کردیم در کنگره واژه ها را درست انتخاب کنیم.یعنی خود واژه ها بار مفهوم و آگاهی خودشان را دارند.مثلا" در کنگره می گوییم:واژه ی مسافر, یعنی قبلا" این واژه ها وجود نداشته.این واژه ها اختراع یا ابداع شده برای یک سری مطالب. مثلا" واژه ی مسافر برای فرد مصرف کننده یا معتادی است که قصد درمان اعتیاد را دارد.اینطور نیست که هر کس مواد مصرف کند مسافر است. معتاد کسی است که دائما" دارد مصرف می کند ولی مسافر کسی است که می خواهد دیگر مصرف نکند و درمانش را شروع کرده است و دارد سفر می کند تا از ظلمت به نور برسد.

همسفر ,مرزبان ,دیده بان و ...هر کدام از اینها مفهوم خودش را دارد و همه ی واژه ها به جای خودش استفاده شده است.

ما اینجا نگفتیم مسافر یعنی مریض یابیمار. ممکن است در اصطلاح اسمشان مریض یا بیمار باشد اما اینطور نیست.در کنگره اسمشان معتاد هم نیست.کسی هم که می خواهد اینها را هدایت کند و به درمان برساند اسمش درمانگر ,پزشک ,مددکار و مشاور نیست.ما در کنگره هیچکدام از اینها را نداریم.ما در کنگره یک راهنما داریم یک رهجو.راهنما کسی است که راه را نمایان میکند و نشان می دهد.مثلا" شما می خواهید بروید قله ی اورست.یکی از اهالی کوه اورست ممکن است سواد هم نداشته باشد,اما به شما راه را نشان می دهند.بزرگترین دکترای جغرافیا و اساتید دانشگاه هاروارد و .. هم که باشند وقتی تو کوه اورست قرار می گیرند باید هر چی آن راهنما می گوید بگویند چشم و دستورات او را تبعیت کنند.چون او راه را بلد است و ممکن است اگر به حرفش گوش ندهند.منجر به مرگشان شود.

راهنما کسی است که راه را نمایان می کند ونشان می دهند.پس راهنما در کنگره حکیم و پزشک و مشاور و درمانگر نیست,فقط راه را نشان می دهد و رهجو کسی است که جوینده ی راه است. دانش آموز  یعنی کسی که دانش را می آموزد یعنی دارد آموزش می بیند برای دانش.یا دانشجو کسی است که خودش جوینده ی دانش است یا جنگجو یعنی کسی که جوینده ی جنگ است.رهجو کسی است که دنبال راه می گردد که راه را پیدا کند چون راه را بلد نیست.کسی که می خواهد رهجو باشد باید تمام وظایف رهجو را داشته باشد کسی که نمی خواهد راه جو باشد و راه را پیدا کند ما نمیتوانیم کاری برایش کنیم و اصلا" نمی تواندبه کنگره بیاید و به درد ما هم نمی خورد.

وقتی می گوییم  وظایف رهجو .اولین وظیفه رو اسم خودش است که بخواهد راه را پیدا کند.راه چی؟راه درمان اعتیاد راه درمان سلامتی و راه خروج از تاریکی خروج از ترس حقارت نفرت.این راه را می خواهد پیدا کند. آنوقت وارد کنگره می شود و می شود رهجو.اما اگر پدر و مادرش او را به زور بیاورند کنگره دیگر رهجو نیست میشود به زور جو,چون زورکی آمده است. مریض نیست ,مریض را شما می برید دکتر و از هر دین و آیینی هم که باشد برای پزشک فرقی ندارد مداوایش میکند .ولی رهجو باید خودش بخواهد پس وقتی کسی خودش نمی خواهد, اصلا" رهجو نمی شود اما وقتی خودش خواست و آمد آنوقت سه جلسه ی اول را مهمان است که ببیند اصلا" کنگره به درد او می خورد یا اصلا" کنگره را قبول دارد یا خیر؟حتی رهجو هم اطلاق نمی شود فقط می شود تازه وارد چون معلوم نیست بماند یا نه .در این سه جلسه مهمان است و هیچ تعهدی هم ندارد. بعد از سه جلسه باید راهنما انتخاب کند آنوقت می شود رهجو .باید با حس خودش راهنما انتخاب کند و حرف و توصیه ی هیچکس را هم قبول نکند.چون باید به حس خودش اعتماد کند.بهتر است دو-سه راهنما را انتخاب کند که اگر یک لژِیون بسته بود یکی دیگر را انتخاب کند.

وقتی رهجو شد باید یک سری موارد را رعایت کند: در ضمن رهجو فقط مسافر نیست ، همسفر هم یک رهجو است.و وظایف یک رهجو:

باید هدف داشته باشد نمی شود بخواهد راه را پیدا کند اما هدفی نداشته باشد.

باید به روش درمانی کنگره اعتقاد داشته باشد چون اینجا الگو های زیادی هست که میتواند ببیند کسانی که مانند خودش بوده اند و به درمان رسیده اند.

نمیتواند هم کنگره بیاید و از آموزشهای اینجا استفاده کند هم جای دیگر برود .اگر قرار است اینجا باشد فقط باید از آموزشهای اینجا استفاده کند ، اما می تواند به عنوان مهمان بیاید ، چون روش ما درمان اعتیاد است اما جاهای دیگر ترک اعتیاد و اینها با هم تفاوت دارد و  با هم یکی نیست و مشکل ایجاد می کند.

باید به راهنما اعتقاد و اعتماد کامل داشته باشد و این اعتقاد را راهنما به وجود می آورد.رهجو باید بداند همه ی راهنما ها به نتیجه می رسانند حالا یکی یک ذره پایین تر و دیگری یک ذره بالاتر.

رهجو باید هر چیزی که بوده و هست را پشت درب کنگره بگذارد و بیاید چون هر چیزی هم که داشته باشد برای کنگره ده شاهی هم ارزش ندارد.اینجا همه فقط یک اسم هستند و به عنوان یک رهجو احترام دارند و ما هم باید احترام بگذاریم . ولی به عنوان دکتر ، مهندس ، وکیل و ...در کنگره ارزشی ندارد .

مسئله ای که در سفر اول ارزش دارد فقط درست سفر کردن ، منظم و مرتب بودن است . معیار ، ادب ، انضباط ، وظیفه شناسی و بهبودی در رفع مسئله ی درمان است و هیچ چیز دیگر در کنگره معیار نیست و ارزشی ندارد . چراکه اگر دارای ارزش بود از معتاد شدن فرد جلوگیری می کرد .

عضو لژیون مالی شدن ، از وظایف یک سفر اولی نیست ، چراکه به دلیل اینکه هنوز آموزش کافی ندیده و به تعادل نرسیده است ، ممکن است باعث ایجاد مشکلات در سفرش شود.

یک رهجوی سفر اولی نباید تصور کند اگر برای راهنمایش دائما" هدیه بگیرد و یا او را بیرون ببرد و بیرون از کنگره ارتباط داشته باشد باعث می شود زودتر به درمان برسد.بلکه باعث می شود سفرش را خراب کند و اصلا" خوب هم نشود.اما می تواند در روز موعود و زمان موعود از راهنمایش قدردانی کند.

یک رهجو باید به آموزش های کنگره اعتقاد و باورکامل داشته باشد و از متون آموزشی کنگره استفاده نماید و حداقل هفته ای یک بار سی دی گوش دهد وحدود 300-400ساعت در کارگاه های آموزشی شرکت کند تابه درمان برسد,چون کنگره و جهان بینی های کنگره یک هدف نیست بلکه یک وسیله و ابزار برای درمان اعتیاد است,که باید مطالعه کنیم تا به درمان برسیم.چون سفر درونی سخت تر از سفر بیرونی است.

یک رهجو باید گوش به فرمان راهنما باشد و به روش درمانی کنگره اعتقاد داشته باشد .باید بداند  همه با همین روش درمان شده اند پس هر چه راهنما گفت, بگوید چشم و برای راهنما تعیین و تکلیف نکند .

 باید به اپیوم و شربت OTاعتقاد داشته باشد,اگر اعتقاد نداشته باشد به درمان نمی رسد.فرد معتادی که به کنگره می آید باید اعتیاد در او بمیرد تا یک مسافر شود. مانند ققنوسی که وقتی می خواهد تولید مثل کندآنقدر پر و بال می زند تا آتش بگیرد و خاکستر شود تا از میان خاکستر ش یک موجود دیگر متولد شود.

یک رهجو باید به حرمت ها و قوانین کنگره احترام بگذارد.نباید دیگران را سرزنش کند و یا بیرون از اینجا ارتباط داشته باشد و در کار دیگران تجسس کند و...باید به مرزبانان احترام بگذارند چون اگر آنها نیرومند باشند ، شما در لژیون آرامش و آسایش دارید و اینها وظیفه ی یک راهنما است که به رهجوهایش یاد بدهد.

یک رهجو باید همیشه یک ربع قبل از شروع جلسات در کنگره حضور داشته باشد نباید فکر کند همه ی مطالب تکراری است ومن اینها را بلد هستم.چون اگر زودتر حضور داشته باشد می تواند خدمت کند  و وقتی هم که خدمت میکند دیگران هم بیشتر دوستش خواهند داشت و اگر بخواهد مسئولیتی در کنگره داشته باشد مسلما" رای بیشتری هم خواهد آورد.

نباید از کنگره انتظار و توقعی به جزء درمان اعتیاد داشت .چون اینجا اداره ی کار یابی و دوست یابی و همسر یابی و یا صندوق قرض الحسنه نیست .اینجا فقط وظیفه ، درمان اعتیاد است.

یک رهجو باید بداند که خودش باید پول داروی خودش را بپردازد, همانطور که قبلا" پول موادش  را فراهم می کرده ، الان هم باید تلاش کند و خودش هزینه ی درمانش راپرداخت کند.

باید از سبد های کنگره حمایت کند.چون باید بداند ما از هیچ ارگان و سازمانی کمک نمی گیریم و این ما هستیم که خودمان را حمایت می کنیم.پس اگر شخصی واقعا" ندارد بهتر است پول هم ندهد تا اینکه 100یا 200تومان کهنه ای که هیچ کجا قبول نمی کند در سبد بیاندازد.

یک رهجو وقتی به رهایی می رسد و وارد سفر دوم می شود ، یعنی تغییر کرده است و این خیلی ارزشمند است .پس باید لباس مناسب بپوشد و رفتار مناسبی داشته باشدو باید به بزرگ تر از خودش احترام بگذارد.این یعنی  قوانین کنگره برایش مهم است.

درج مطلب :مسافرخسرو

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
comment fab icon
comment fab icon
رهایی ازتاریکی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : حسنعلی کردگاری
بنام خداوندعز وجل که طاعتش موجب قربت وبه شکراندرش مزید نعمت است .

وظایف رهجو :
پیام رعد:سلام بر مردی که از قلب ها وارد می شود و با محبت نسخه می پیچد و دیگرانی که در دارالفنون حیات آموزش دیده اند از برخورد و نسخه پیچی برای مسافران عاجزند ، درود بر تو ای رفیق دیرین ، خوب شد که پیام ها را چنین جذب نمودی و در کلام ها به کار بردی. بایستی در بیداری این مسائل را می آموختی ، اکنون نیک می دانید که جهان در تمامی ابعاد رو به تغییر جدید است ، که ما قدری در سرزمین خود عقب هستیم البته منظورسرزمین و کشور ما می باشد.شما را بر آن است که با حرکت نوین و گسترش آن به شناخت انسان سوی تکامل ، انجام اموراتی که می شود  زمینه ی اصلی این امر ،که همان وجود انسانهای از یاد رفته است.همه چیز در همان تفکر و تعقل و عمل صحیح و توام با محبت حساب شده و بلاعوض است. حرکت های شما در تمامی امورات بسیار مقبول و حساب شده است.

 مهمترین مطلبی که برای ما وجود دارد این است که ما بتوانیم با محبت از قلب ها وارد شویم.هیچکس با خشم و با زور نمی تواند از قلب ها وارد شود.بارها برای شما گفتم  انسانها همه دارای دو چهره هستند.یک چهره ی خشم آلود و طوفانی و طغیانی و یک چهره ی بسیار آرام و متین.همه ی انسانها به این صورت هستند.من تصور می کنم اصلا" انسان بد وجود ندارد انسانی که منشاء و ریشه اش و تمام وجودش بدی باشد اصلا" خداوند خلق نکرده است بلکه بر اثر واقعه این اتفاق رخ می دهد که انسانها کدام رویشان را نشان دهند.

شاید وقتی که شرایط پیش بیاید با محبت ترین انسانها هم تبدیل به خشمگین ترین و دیوانه ترین موجودات شوند.کسانی که حتی یک پرنده و یا گنجشک را نمی توانند اذیت کنند یا بکشند.ممکن است صدها نفر را بکشند و آن رویشان را نشان دهند.پس ما هستیم که تعیین کننده هستیم که انسانها چگونه برخورد می کنند و واکنش نشان می دهند.

پس این قانون برای همه ی انسانها صادق است هم برای راهنما هم برای رهجو.کاری که شما می توانید با محبت انجام دهید با خشم و عصبانیت و دعوا نمی توانیدانجام دهید, ولی باید راهش را یاد بگیرید نه اینکه دائما: محبت کنید چون وقتی یک شیر درنده حمله می کند دیگر نمی توان محبت کرد.پس هر چیز در جایگاه خودش.

انسانها همه خوب هستند بد نیستند این ما هستیم که با برخوردمان میتوانیم آنها را تحریک کنیم یا پُر کنیم. یک انسان می آید و با شما برخوردی دارد ممکن است از جایی پر شده باشد یا تحریکش کرده باشند ممکن است از نادانی اش استفاده کرده باشند.به همین خاطر همیشه به شما می گویم به عمق انسانها و عمق حرف هایشان و درون انسانها توجه کنید.به صحبت های آنها گوش نکنید.ببینید درونشان چگونه است.

بنابراین ما الان داریم یک پرونده ای را قبول می کنیم که قبلا" هر کس قبول کرده است زمین گذاشته. یعنی درمان قطعی و به تعادل رسیدن یک فرد معتاد.

ما سعی کردیم در کنگره واژه ها را درست انتخاب کنیم.یعنی خود واژه ها بار مفهوم و آگاهی خودشان را دارند.مثلا" در کنگره می گوییم:واژه ی مسافر, یعنی قبلا" این واژه ها وجود نداشته.این واژه ها اختراع یا ابداع شده برای یک سری مطالب. مثلا" واژه ی مسافر برای فرد مصرف کننده یا معتادی است که قصد درمان اعتیاد را دارد.اینطور نیست که هر کس مواد مصرف کند مسافر است. معتاد کسی است که دائما" دارد مصرف می کند ولی مسافر کسی است که می خواهد دیگر مصرف نکند و درمانش را شروع کرده است و دارد سفر می کند تا از ظلمت به نور برسد.

همسفر ,مرزبان ,دیده بان و ...هر کدام از اینها مفهوم خودش را دارد و همه ی واژه ها به جای خودش استفاده شده است.

ما اینجا نگفتیم مسافر یعنی مریض یابیمار. ممکن است در اصطلاح اسمشان مریض یا بیمار باشد اما اینطور نیست.در کنگره اسمشان معتاد هم نیست.کسی هم که می خواهد اینها را هدایت کند و به درمان برساند اسمش درمانگر ,پزشک ,مددکار و مشاور نیست.ما در کنگره هیچکدام از اینها را نداریم.ما در کنگره یک راهنما داریم یک رهجو.راهنما کسی است که راه را نمایان میکند و نشان می دهد.مثلا" شما می خواهید بروید قله ی اورست.یکی از اهالی کوه اورست ممکن است سواد هم نداشته باشد,اما به شما راه را نشان می دهند.بزرگترین دکترای جغرافیا و اساتید دانشگاه هاروارد و .. هم که باشند وقتی تو کوه اورست قرار می گیرند باید هر چی آن راهنما می گوید بگویند چشم و دستورات او را تبعیت کنند.چون او راه را بلد است و ممکن است اگر به حرفش گوش ندهند.منجر به مرگشان شود.

راهنما کسی است که راه را نمایان می کند ونشان می دهند.پس راهنما در کنگره حکیم و پزشک و مشاور و درمانگر نیست,فقط راه را نشان می دهد و رهجو کسی است که جوینده ی راه است. دانش آموز  یعنی کسی که دانش را می آموزد یعنی دارد آموزش می بیند برای دانش.یا دانشجو کسی است که خودش جوینده ی دانش است یا جنگجو یعنی کسی که جوینده ی جنگ است.رهجو کسی است که دنبال راه می گردد که راه را پیدا کند چون راه را بلد نیست.کسی که می خواهد رهجو باشد باید تمام وظایف رهجو را داشته باشد کسی که نمی خواهد راه جو باشد و راه را پیدا کند ما نمیتوانیم کاری برایش کنیم و اصلا" نمی تواندبه کنگره بیاید و به درد ما هم نمی خورد.

وقتی می گوییم  وظایف رهجو .اولین وظیفه رو اسم خودش است که بخواهد راه را پیدا کند.راه چی؟راه درمان اعتیاد راه درمان سلامتی و راه خروج از تاریکی خروج از ترس حقارت نفرت.این راه را می خواهد پیدا کند. آنوقت وارد کنگره می شود و می شود رهجو.اما اگر پدر و مادرش او را به زور بیاورند کنگره دیگر رهجو نیست میشود به زور جو,چون زورکی آمده است. مریض نیست ,مریض را شما می برید دکتر و از هر دین و آیینی هم که باشد برای پزشک فرقی ندارد مداوایش میکند .ولی رهجو باید خودش بخواهد پس وقتی کسی خودش نمی خواهد, اصلا" رهجو نمی شود اما وقتی خودش خواست و آمد آنوقت سه جلسه ی اول را مهمان است که ببیند اصلا" کنگره به درد او می خورد یا اصلا" کنگره را قبول دارد یا خیر؟حتی رهجو هم اطلاق نمی شود فقط می شود تازه وارد چون معلوم نیست بماند یا نه .در این سه جلسه مهمان است و هیچ تعهدی هم ندارد. بعد از سه جلسه باید راهنما انتخاب کند آنوقت می شود رهجو .باید با حس خودش راهنما انتخاب کند و حرف و توصیه ی هیچکس را هم قبول نکند.چون باید به حس خودش اعتماد کند.بهتر است دو-سه راهنما را انتخاب کند که اگر یک لژِیون بسته بود یکی دیگر را انتخاب کند.

وقتی رهجو شد باید یک سری موارد را رعایت کند: در ضمن رهجو فقط مسافر نیست ، همسفر هم یک رهجو است.و وظایف یک رهجو:

باید هدف داشته باشد نمی شود بخواهد راه را پیدا کند اما هدفی نداشته باشد.

باید به روش درمانی کنگره اعتقاد داشته باشد چون اینجا الگو های زیادی هست که میتواند ببیند کسانی که مانند خودش بوده اند و به درمان رسیده اند.

نمیتواند هم کنگره بیاید و از آموزشهای اینجا استفاده کند هم جای دیگر برود .اگر قرار است اینجا باشد فقط باید از آموزشهای اینجا استفاده کند ، اما می تواند به عنوان مهمان بیاید ، چون روش ما درمان اعتیاد است اما جاهای دیگر ترک اعتیاد و اینها با هم تفاوت دارد و  با هم یکی نیست و مشکل ایجاد می کند.

باید به راهنما اعتقاد و اعتماد کامل داشته باشد و این اعتقاد را راهنما به وجود می آورد.رهجو باید بداند همه ی راهنما ها به نتیجه می رسانند حالا یکی یک ذره پایین تر و دیگری یک ذره بالاتر.

رهجو باید هر چیزی که بوده و هست را پشت درب کنگره بگذارد و بیاید چون هر چیزی هم که داشته باشد برای کنگره ده شاهی هم ارزش ندارد.اینجا همه فقط یک اسم هستند و به عنوان یک رهجو احترام دارند و ما هم باید احترام بگذاریم . ولی به عنوان دکتر ، مهندس ، وکیل و ...در کنگره ارزشی ندارد .

مسئله ای که در سفر اول ارزش دارد فقط درست سفر کردن ، منظم و مرتب بودن است . معیار ، ادب ، انضباط ، وظیفه شناسی و بهبودی در رفع مسئله ی درمان است و هیچ چیز دیگر در کنگره معیار نیست و ارزشی ندارد . چراکه اگر دارای ارزش بود از معتاد شدن فرد جلوگیری می کرد .

عضو لژیون مالی شدن ، از وظایف یک سفر اولی نیست ، چراکه به دلیل اینکه هنوز آموزش کافی ندیده و به تعادل نرسیده است ، ممکن است باعث ایجاد مشکلات در سفرش شود.

یک رهجوی سفر اولی نباید تصور کند اگر برای راهنمایش دائما" هدیه بگیرد و یا او را بیرون ببرد و بیرون از کنگره ارتباط داشته باشد باعث می شود زودتر به درمان برسد.بلکه باعث می شود سفرش را خراب کند و اصلا" خوب هم نشود.اما می تواند در روز موعود و زمان موعود از راهنمایش قدردانی کند.

یک رهجو باید به آموزش های کنگره اعتقاد و باورکامل داشته باشد و از متون آموزشی کنگره استفاده نماید و حداقل هفته ای یک بار سی دی گوش دهد وحدود 300-400ساعت در کارگاه های آموزشی شرکت کند تابه درمان برسد,چون کنگره و جهان بینی های کنگره یک هدف نیست بلکه یک وسیله و ابزار برای درمان اعتیاد است,که باید مطالعه کنیم تا به درمان برسیم.چون سفر درونی سخت تر از سفر بیرونی است.

یک رهجو باید گوش به فرمان راهنما باشد و به روش درمانی کنگره اعتقاد داشته باشد .باید بداند  همه با همین روش درمان شده اند پس هر چه راهنما گفت, بگوید چشم و برای راهنما تعیین و تکلیف نکند .

 باید به اپیوم و شربت OTاعتقاد داشته باشد,اگر اعتقاد نداشته باشد به درمان نمی رسد.فرد معتادی که به کنگره می آید باید اعتیاد در او بمیرد تا یک مسافر شود. مانند ققنوسی که وقتی می خواهد تولید مثل کندآنقدر پر و بال می زند تا آتش بگیرد و خاکستر شود تا از میان خاکستر ش یک موجود دیگر متولد شود.

یک رهجو باید به حرمت ها و قوانین کنگره احترام بگذارد.نباید دیگران را سرزنش کند و یا بیرون از اینجا ارتباط داشته باشد و در کار دیگران تجسس کند و...باید به مرزبانان احترام بگذارند چون اگر آنها نیرومند باشند ، شما در لژیون آرامش و آسایش دارید و اینها وظیفه ی یک راهنما است که به رهجوهایش یاد بدهد.

یک رهجو باید همیشه یک ربع قبل از شروع جلسات در کنگره حضور داشته باشد نباید فکر کند همه ی مطالب تکراری است ومن اینها را بلد هستم.چون اگر زودتر حضور داشته باشد می تواند خدمت کند  و وقتی هم که خدمت میکند دیگران هم بیشتر دوستش خواهند داشت و اگر بخواهد مسئولیتی در کنگره داشته باشد مسلما" رای بیشتری هم خواهد آورد.

نباید از کنگره انتظار و توقعی به جزء درمان اعتیاد داشت .چون اینجا اداره ی کار یابی و دوست یابی و همسر یابی و یا صندوق قرض الحسنه نیست .اینجا فقط وظیفه ، درمان اعتیاد است.

یک رهجو باید بداند که خودش باید پول داروی خودش را بپردازد, همانطور که قبلا" پول موادش  را فراهم می کرده ، الان هم باید تلاش کند و خودش هزینه ی درمانش راپرداخت کند.

باید از سبد های کنگره حمایت کند.چون باید بداند ما از هیچ ارگان و سازمانی کمک نمی گیریم و این ما هستیم که خودمان را حمایت می کنیم.پس اگر شخصی واقعا" ندارد بهتر است پول هم ندهد تا اینکه 100یا 200تومان کهنه ای که هیچ کجا قبول نمی کند در سبد بیاندازد.

یک رهجو وقتی به رهایی می رسد و وارد سفر دوم می شود ، یعنی تغییر کرده است و این خیلی ارزشمند است .پس باید لباس مناسب بپوشد و رفتار مناسبی داشته باشدو باید به بزرگ تر از خودش احترام بگذارد.این یعنی  قوانین کنگره برایش مهم است.

درج مطلب :مسافرخسرو





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حسنعلی کردگاری
شنبه 17 بهمن 1394
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی